گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
59
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
چرا كه پرچم ملى خود را برفراز توپخانه و قلعه افراشتهاند و پس از ايجاد حريق ، چند خانه و آبادى را غارت كردهاند . اعتماد الدوله در پاسخ گفتههاى مرا تصديق نمود و گفت به همين دليل است كه دو پادشاه قوى چون شاهان پرتغال و ايران موافقت خود را براى سركوبى اعراب اعلام داشتهاند ( از اين پاسخ ، آن جناب مىتوانند به فقدان ثبات و پشتكار در نزد اين ملت پى ببرند و ملاحظه بفرمايند با چه سهولتى خودشان خود را قانع مىسازند ) . سرانجام گفت وقتى كه آب و آذوقه به قدر كفايت فراهم گرديد به اطلاع آن جناب خواهند رسانيد تا نيروى دريايى دوباره برگردد و در وضع كنونى به هيچ روى امكان تهيه آب نيست . در اينمورد اصرار بسيار ورزيدم كه سال و تاريخ معينى را تعيين نمايد زيرا به علت بعد مسافتى كه ميان پايتخت ايران و دولت هندوستان موجود مىباشد امكان دارد كه تعيين وقت بعدى موقعى به اطلاع ما برسد كه گرفتارىهاى ديگرى در ميان باشد يا مصادف با ايام بادهاى موسمى نباشد . پاسخ داد تصميم درباره سال معينى غير ممكن است . اين مذاكرات تمام مدت صبح بدون اخذ نتيجه به طول انجاميد . از وى اجازه مرخصى خواستم و موقعى كه جهت عزيمت بر پا خاستم او همانگونه نشسته بود منهم بدون اداى احترام خارج شدم و در اينمورد چند كلمه بعنوان گله به منشى او كه همراهيم مىكرد اظهار داشتم و او براى دلجوئى من گفت وزير سالمند است و رفتار او نه تنها نسبت به شخصيتهاى بزرگ ، بلكه با سفراى خارجى نيز هميشه همينگونه بوده است . من در اين باب به مهماندار نيز شكايت كردم زيرا مىدانستم كه به اطلاع پادشاه خواهد رسانيد و نتيجهاش آن شد كه بعدا شرح خواهم داد . روز بيست و ششم نماينده هلند در دربار اصفهان به آنجا رسيد ، همان شخصى كه در ده گرد و ملاقات كرده بودم و در بالا براى آن جناب نوشتم . او از بندرعباس مىرسيد . بموجب اطلاعاتى كه از پدر آنتونيو در شيراز دريافت داشتم نماينده هلند به امر اعتماد الدوله صدر اعظم به گمرون رفته بود تا ضمن مذاكره با اعراب از آنها